قاب عکس
![]() |
من به تو خندیدم
چون که می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
ونمی دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصنه بدهم
بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت :برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را...
و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چه شد می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت !
تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
وتو رفتی و هنوز،
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت...
من اندوهی دارم که هیچ کس نمی داند
باشی یا نباشی
الکلی نمی شوم
معتادت هستم
ولی ترکم کنی نمی میرم
این ازخصوصیات آدمهایی ست که قبل تر ها
چیزهای مهمتری را از دست داده اند
و چیزهای مهمتری را به دست آورده اند
مثل اندوهی که هیچ کس نمی داند.
وحشی تر از همیشه دوستت دارم
دوستت دارم که رفته ای
با شرق موهایت
جهان را
پریشان کنی
تنها تو
تنها من
آزادی همین پریشانی است....
" سینا علیمحمدی"
اینجا کسی هست که به شعر هایکو علاقه داشته باشه؟
اینا هایکو های مورد علاقه ی منه :
نشسته ام بر روی علف
کفشدوزکی می خزد روی دستم
من همه ی جهان او هستم
"هایکوی یه بچه ی ۱۰-۱۱ساله"
در طول راه کوهستان
قلبم را می رباید
بنفشه ای وحشی
" باشو"
بارانی تلخ
دو سکوت
زیر یک چتر
"جفری دانیل"
سکوت
و سکوت عميقتر
وقتي که جيرجيرک درنگ ميکند
" لئونارد کهن"
دستمالی سفید
پاکتی سیگار
دیوان شعر فروغ
و تحملی طولانی بیاور
احتمال گریستن ما بسیار است.......
سید علی صالحی
به خاطر پیراهن ات روی طناب رخت
باران را
اگر می بارد بر چتر آبی تو
و
چون تو نماز خوانده ای
خداپرست شده ام!
از شاعر فقید بیژن نجدی
دیالوگ ماندگار
حسین پناهی
به خدا ايمان داري؟؟؟ خدا تو جوونه ي انجيره ...خدا تو چشم پروانست وقتي از روزنه ي پيله اولين نگاهش به جهان مي افته... خدا بزرگتر از توصيف انبياست... بام ذهن ادمي حياط خانه ي خداست ...خدا به من نزديكه همين قدر كه تو از من دوري...
دیالوگ ازرنگ خدا- مجید مجیدی




