تبليغاتX
Jupiter

 

 

 

حرف های زیادی می شنوم

تا ساعتی دیگر که یا دشنام گویم

یا ساکت بمانم


صبح و شام...

اما روزگاری پیش از این

بینمان فاصله ای نبود


آزرده ات کردم؟

با دیدگانی نگران به من خیره می شوی

اما این ها اشک های من اند

+ نوشته شده توسط محمد شیرخدایی نادر در سه شنبه دهم فروردین 1389 و ساعت 19:6 |